|
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود!×(a little something against the wind)
|
*خوابم نمی بره گر چه دیشب تو اتفاقات به اون شولوغی تاصبح مریض اومد...خوابم نمی بره گرچه پسر کوچولو با دهن پر از خون برام می خندید به حرفام گوش می کردهر کاری بش می گفتم میکرد بهم می گف خاله خوبه. سر همه داد می زد و گریه..آخرش گفتم اونابه دهنش آمپول بزنن ,خودم یواشکی رفتم...خوابم نمی بره گر چه بهم می گن چه آرومی... خوابم نمی بره گرچه دیروز برای اینکه خودمو آروم کنم "(وقتی نه آهنگ نه آسمون نه یاد کسی آرومم ن ک ر د)اونقد محکم چندبار بزنم تو سرم که دیگه فکر و خیال و آی کیو یو تموم شه دلم ساکت* آروم شم سرم کبود بمونه...
** ** * ** **
*کسی بهم نمی گه آروم باش دختر یا قوی باش یا... چون که همشو هست م. . .
او هم نمی داند....وهسته تمام آلبالوها را در گلویم گیر می اندازم جوری که با هزار دانه اشک هم پایین نرود، نمی ...